عبد الله الأنصاري الهروي ( خواجه عبد الله الأنصاري )
714
كشف الأسرار وعدة الأبرار ( تفسير خواجه عبد الله انصارى ) ( فارسى )
قال فَخُذْ أَرْبَعَةً مِنَ الطَّيْرِ - اللَّه گفت شو چهار مرغ گير ، گفتند كه خروه بود و طاوس و كبوتر و كلاغ . و بروايتى ديگر بجاى كبوتر كركس گفتند فَصُرْهُنَّ - قراءة حمزه و رويس از يعقوب بكسر صاد است ، ديگران همه بضم صاد خوانند بيرون از شواذ فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ بضم الصاد اى ضمّهنّ اليك ، من صار يصور ، اى ضمّ و امال ، فَصُرْهُنَّ بكسر الصاد اى قطعهنّ ، من صار يصير ، اى قطع و فرّق . اگر بكسر صاد خوانى بمعنى تقطيع و تفريق در آيت تقديم و تأخير است ، كانه قال : ( فخذ اربعة من الطير اليك فصرهن ثم اجعل ) و اگر بضم صاد خوانى بمعنى ضم و امالت ، در آيت اضمار است كانّه قال : فخذ اربعة من الطير فصرهن اليك ثم قطعهن ثم اجعل » فحذف لدلالة آخر الكلام عليه . و گفتهاند فَصُرْهُنَّ إِلَيْكَ معنى آنست كه - سرهاى آن مرغان با خود دار و ديگر اجزاء و ابعاض آن از خون و گوشت و پر و استخوان همه بهم بر آميز ، آن گه بر سر كوهى پارهء از آن آميخته درهم بنه ، و آن چهار كوه بودند از چهار سو . ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً - آن گه ايشان را خوان تا به تو آيند بشتاب ، ابراهيم چنان كرد كه وى را فرمودند ، و آن اجزاء و ذرات آن مرغان در هوا پران و شتابان سوى اصل خويش مىشدند ، آن گه با سر خويش پيوسته مىگشتند ، رب العالمين جل جلاله خواست تا با ابراهيم نمايد نمود كار بعث و نشور قيامت ، يعنى چنان كه اجزاء و ذرههاى مرغان همه با يكديگر آوردم و با اصل خود رسانيدم ازين چهار كوه ، فردا در قيامت همين كنم ، خلق اولين و آخرين را از چهار سوى عالم همه با هم آرم و زنده گردانم بدانك - سعى در قرآن بر سه وجه است : يكى بمعنى - مشى - چنانك اللَّه گفت اينجا : ثُمَّ ادْعُهُنَّ يَأْتِينَكَ سَعْياً اى مشيا ، همانست كه گفت فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ جاى ديگر گفت فَاسْعَوْا إِلى ذِكْرِ اللَّهِ اى امشوا ، وجه ديگر سعى بمعنى - عمل - است ، چنانك اللَّه گفت وَ سَعى لَها سَعْيَها وَ هُوَ مُؤْمِنٌ يعنى عمل لها عملها ، جاى ديگر گفت إِنَّ سَعْيَكُمْ لَشَتَّى اى عملكم ، وجه سوم بمعنى - شتافتن - است چنانك گفت وَ جاءَ رَجُلٌ مِنْ أَقْصَى